ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٩٩ - معنى جدا نشدن ائمة از قرآن
شده و ايشان عترت تو ميباشند و از طينت و گوشت و خون تو سرشتهاند.
خداى عز و جل سنت و روش تو و پيغمبران پيش از ترا در ايشان جارى داشته و ايشان پس از تو خزانهدار علم منند، اينها حقى است بر من [بخودم سوگند] ايشان را برگزيدم و انتخاب كردم و پاك ساختم و پسنديدم، هر كه ايشان را دوست دارد و از آنها پيروى كند و فضيلتشان را معترف باشد، نجات يافته است همانا جبرئيل عليه السلام نام ايشان و نام پدرانشان و دوستانشان و معترفين بفضيلت ايشان را براى من آورده است.
(بحديث ٥٠٣ رجوع شود).
٥-
امام صادق عليه السلام از قول رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله ميفرمايد: كسى كه خواهد زندگى و مرگش زندگى و مرگ من باشد و ببهشت برينى كه پروردگارم بدست قدرت خود كاشته در آيد بايد پيروى على بن ابى طالب كند و با دوستش دوستى و با دشمنش دشمنى نمايد و نسبت باوصياء پس از وى تسليم باشد زيرا ايشان از خاندان من و از گوشت و خون منند و خدا فهم و علم مرا بايشان عطا فرموده است: بخدا شكايت ميكنم از حال آن امتم كه فضيلت ايشان را منكر گشته، پيوند مرا با ايشان قطع كنند (رعايت قرابت آنها را كه اجر رسالت من است نكنند) بخدا سوگند كه دو فرزندم را ميكشند خدا شفاعتم را بآنها نرساند.
٦-
پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: هر كه را خوش آيد كه چون من زندگى كند و چون من بميرد و در بهشتى كه خدا مرا وعده داده در آيد و بشاخهاى كه پروردگارم بدست قدرت خود كاشته دست آويزد، بايد على بن ابى طالب و جانشينانش را اطاعت كند، زيرا آنها شما را بهيچ در گمراهى در نياورده و از هيچ در هدايت