ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٦٤ - بقيه احاديث تفسير
نمىدانيد، بدانيد، آن شخص پس از من اين مرد است، سپس آن دو نفر شب قدر را بعد از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله ميشناختند، بواسطه هراس سختى كه در دل آنها مىافتاد.
٦-
امام محمد تقى عليه السلام فرمود: اى گروه شيعه: با سوره «انا انزلناه» (با اهل سنت) مخاصمه و مباحثه كنيد تا پيروز شويد، بخدا كه آن سوره پس از پيغمبر حجت خداى- تبارك و تعالى- است بر مردم و آن سوره سرور دين شماست (بزرگترين دليل مذهب شماست) و نهايت دانش ماست (زيرا كاشف از شب قدر است و در آن شب مكنونات علمى براى ما هويدا مىگردد) اى گروه شيعه با آيات حم وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ مخاصمه كنيد، زيرا اين آيات مخصوص واليان امر امامت است بعد از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله.
اى گروه شيعه! خداى- تبارك و تعالى- ميفرمايد: (٢٢ سوره ٣٥) «هيچ امتى نيست مگر آنكه بيم رسانى در ميان آنها بوده است» شخصى گفت: اى ابا جعفر بيم رسان امت، محمد صلّى اللَّه عليه و آله است فرمود: درست گفتى ولى آيا پيغمبر در زمان حياتش چارهئى از فرستادن نمايندگان در اطراف زمين داشت؟
(يعنى ميتوانست آنها را نفرستد) گفت: نه: امام فرمود: بمن بگو مگر فرستاده پيغمبر بيم رسان او نيست چنان كه خود پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله فرستاده خداى عز و جل و بيم رسان او بود؟ گفت: چرا، فرمود: پس همچنين پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله براى پس از مرگ خود هم فرستاده و بيم رسان دارد، اگر بگوئى ندارد، لازم آيد كه پيغمبر آنهائى را كه در صلب مردان امتش بودند، ضايع كرده (و بدون رهبر گذاشته) باشد.
آن مرد گفت: مگر قرآن براى آنها كافى نيست؟ فرمود: چرا در صورتى كه مفسرى براى قرآن