ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٢٩ - باب بيان و معرفى كردن خدا و اتمام حجت وى
خداست، براى بندگان در ساخت آن بهرهئى نيست.
شرح
- معرفت زمانى كه در لسان اخبار مطلق و بىقيد گفته شود بشناسائى خدا انصراف دارد و شكى نيست كه خدا شناسائى خود را در سرشت و فطرت بشر گذاشته چنان كه علاقه نوزاد را بپستان مادر فطرى او ساخته است بطورى كه هر كس چون خود را از تعصب و اغراض پست دنيوى خالى كند عقلش بوجود صانع حكيم قضاوت مىكند و مرحله اول خداشناسى را بدست مىآورد سپس بتوسط عبادات و رياضات شرعى اين معرفت تكميل مىشود تا بسر حد علم اليقين و حق اليقين ميرسد و بنده در تمام اين مراحل كاسب و طالب معرفت است نه موجد و محدث آن و روش انبياء و ائمه (ص) در دعوت و تبليغ همين طريقه بوده است.
٣-
طيار گويد: امام صادق (ع) در تفسير قول خداى عز و جل (١١٥ سوره ٩) «خدا پس از آنكه قومى را هدايت كرد بگمراهى نبرد تا آنچه وسيله پرهيزكاريست براى ايشان بيان كند» فرمود: يعنى تا بآنها معرفى كند آنچه او را خوشنود كند و آنچه او را خشمگين سازد و نيز در تفسير (٨ سوره ٩١) «راه خلافكارى و تقوى را بنفس بشر الهام كرد» فرمود برايش بيان كرد: چه بكند و چه نكند و در تفسير (٣ سوره ٨٦) «ما راه را بانسان نموديم، او يا سپاسگزار شود و يا ناسپاس گردد» فرمود: راه را باو معرفى كرديم و او يا اخذ مىكند و يا ترك مينمايد، و پرسيد از قول خدا (١٧ سوره ٤١) «اما قوم ثمود را هدايت كرديم ولى آنها كور دلى را بر هدايت برگزيدند» امام فرمود: بايشان معرفى كرديم و آنها كوردلى را بر هدايت برگزيدند در صورتى كه ميشناختند و در روايت ديگرى است براى آنها بيان كرديم.
٤-
و گويد: از آن حضرت پرسيدم راجع بقول خداى عز و جل (١٠ سوره ٩٠) انسان را بدو راه