ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٧٤ - باب بدعتها و رأى و قياسها
است، گاهى مطلب كوچكى پيش مىآيد كه حكمش را حاضر نداريم و بيكديگر نگاه ميكنيم و چون نظير آن موضوع را داريم آن را ببهترين نظيرش قياس ميكنيم. فرمود: شما را با قياس چكار؟! همانا پيشينيان شما كه هلاك شدند بواسطه قياس هلاك شدند، سپس فرمود: چون مطلبى براى شما پيش آمد كه حكمش را ميدانيد بگوئيد و چون آنچه را نميدانيد پيش آمد، اين- با دست بلبهاى خويش اشاره فرمود- (يعنى سكوت كنيد يا حكمش را از دهان من جوئيد) پس فرمود: خدا ابو حنيفه را لعنت كند كه ميگفت على چنان گفت و من چنين گويم، اصحاب چنان گفتند و من چنين گويم، پس فرمود: در مجلسش بودهاى؟
گفتم: نه، ولى اين سخن اوست، پس گفتم اصلحك اللَّه آيا پيغمبر احتياجات مردم زمان خويش را كامل آورد؟ فرمود: بلى و آنچه را هم تا قيامت محتاجند، گفتم: آيا چيزى هم از دست رفت؟ گفت نه، نزد اهلش محفوظ است.
١٤-
امام صادق عليه السلام فرمود: دانش ابن شبرمه در برابر جامعه كه باملاء پيغمبر و دستخط على (ع) است گمشده و نابود است، جامعه براى كسى جاى سخن نگذاشته، در آنست علم حلال و حرام، همانا اصحاب قياس عمل را بوسيله قياس جستند لذا از راه حق دورتر شدند. همانا دين خدا با قياس درست نميشود.
توضيح- راجع بجامعه در كتاب حجت توضيح بيشترى مىآيد.
١٥-
حضرت صادق عليه السلام بابان بن تغلب فرمود: احكام اسلامى را نتوان قياس كرد، نمىبينى كه زن حائض روزهاش را قضا كند و نمازش را قضا نكند اى ابان احكام اسلامى اگر قياس شود دين از ميان برود.