در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١١٦ - آياتى كه بيانگر نفى ديدن با چشم است

مى‌گوييم: ارتباط آن به اين معناست كه نگاه كردن به من محال است، پس آن را درخواست نكن، امّا به جاى آن مى‌توان به كوهى بنگرى كه تو و كسانى كه به خاطر آنان در خواست ديدن كردى را به لرزه در مى آورد. بنگر كه با آن، چه مى‌كنم و چطور آن را به سبب درخواست ديدن، متلاشى و ريز ريز مى‌كنم تا در اثر اين آثار و نشانه هايى عظيم كه به تو نشان مى‌دهم، درخواست خود را خطير و بزرگ بشمارى. گويا خداوند متعال آنچه را هنگام نسبت دادن فرزند به او مثال زده است، هنگام طلب ديدن، محقّق ساخته‌است.

... وَتَخِرُّ الْجِبَالُ هَدًّا* أَن دَعَوْا لِلرَّحْمَنِ وَلَدًا.[١]

«كوهها به شدّت فرو ريزند از اين كه براى (خداى) رحمان فرزندى قايل شدند».

فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ‌ اگر كوه برجاى خود بر قرار ماند، همان گونه كه قبلًا ثابت و برقرار و پابرجا بود فَسَوْفَ تَرَانِي‌؛ مرا خواهى ديد. اين بخش از آيه تحقّق ديدن را به ثابت ماندن كوه بر جاى خود، منوط و مشروط كرده است، در حالى كه خداوند آن را متلاشى و با خاك يكسان مى‌كند. عبارتهاى اين آيه در يكديگر ضميمه و تركيب شده و با اسلوب و شيوه شگفت و بى نظيرى بيان شده است.


[١] - مريم( ١٩): ٩١- ٩٠.