در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٥٨ - مرحله نخست

اين مطلب خود نياز به دليل و برهان دارد و شبيه مصادره به مطلوب است؛ چرا كه همه بحث در اين است كه آيا حقايق ماورايى، به خودى خود قابل ديدن است يا نه؟ و اين كه ما نديدن را با ضعف چشم توجيه كنيم، مبتنى بر اين است كه آن حقايق را قابل ديدن بدانيم، در حالى كه اين اوّل كلام و همان اصل بحث است كه روشن شد نظريّه اشاعره دليلى براى اثبات آن نياورده و بلكه از اثبات آن، عاجز است.

دليل نقلى نيز در اين مرحله از بحث، سودى ندارد؛ زيرا نيازمند آن است كه قبلًا ثابت شده باشد ديدن خداوند امرى ممكن و غير محال است و اين اثبات نمى‌تواند از راه نقلى باشد؛ زيرا دور لازم مى‌آيد.

پس ناگزير بايد دليل ما در اين بحث، عقلى محض باشد، در حالى كه نمى‌توان براى ادّعاى اشاعره دليل عقلى اقامه كرد؛ زيرا عقل براساس تحليل رابطه بين بيننده و شى‌ء مرئى و بر طبق نظام هستى كنونى حكم مى‌كند، در حالى كه اشاعره از نظام هستى ديگرى سخن مى‌گويند كه امكان ديدن واجب الوجود را بدون هيچ گونه مكان و كيفيّت و جسميّت براى مؤمنان ادّعا مى كنند.

همچنين ادّعا مى كنند كه تلازم بين ديده شدن و جسم بودن، امرى است كه نظام كنونى آفرينش آن را اقتضا مى‌كند نه يك امر