در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٥٧ - مرحله نخست

از نظر وجودى كاملتر باشد و حتّى موجودى كه وجودش واجب باشد- نسبت به موجودى كه ملازم با عدم است- به ديده شدن سزاوارتر است». بحث در اين ملازمه است. ابن تيميّه با چه دليلى ثابت مى‌كند كه وجود كاملتر نسبت به وجود ناقص، به ديده شدن سزاوارتر است؟

شايد كه لازمه كاملتر بودن شى‌ء اين است كه منزّه از ديده شدن باشد، نه قابل ديدن، چه رسد به اين كه آن را به ديدن سزاوارتر بدانيم؛ زيرا عيبها و نقصهايى مانند جسميّت، تحيّز (مكان مندى) و قرار داشتن در برابر بيننده از لوازم ديدن است. روح موجودى كاملتر از بدن است و با اين حال، ديده نمى‌شود، امّا بدن ديده مى‌شود، عقل كاملتر از مغز است، امّا ديده نمى‌شود ومغز ديده مى‌شود؛ بنابراين، كاملتر بودن- برطبق شواهد موجود- ملازم با ديده نشدن است.

به چه دليل بگوييم: كاملتر بودن واجب، سبب مى‌شود كه نسبت به ممكن، به ديده شدن سزاوارتر باشد؟ درحالى كه شواهدى برخلاف اين مطلب مى‌يابيم.

به چه دليل ديده نشدن روح و عقل را اين گونه توجيه مى‌كنيم كه چشم كنونى از ادراك اين دو ناتوان است و خداوند (در آخرت) به انسان قوّه‌بينايى پيشرفته‌اى عطا مى‌كند كه با آن مى‌تواند روح و عقل و حتّى خود آفريدگار متعال راببيند؟