در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٥٤ - مرحله نخست
مقصود متكلّمين از تحيّز، اشغال كردن حيّز است و حيّز نيز از نظر آنان به معناى «فرض مكان» است كه امر موجودى نيست؛ بنابراين، عالم از نظر آنان متحيّز است نه اين كه در حيّز وجودى قرار داشته باشد و مكان در نظر اكثر آنان (امرى) وجودى است.
اگر منظور از متحيّز، چيزى باشد كه در حيّز وجودى است، در اين صورت، مقدّمهاوّل؛ يعنى هر شىء مرئى، متحيّز است، نادرست خواهد بود؛ چرا كه مثلًا سطح عالم را مى توان ديد، درحالى كه در دنياى ديگرى قرار ندارد. اگر بگويد: منظور اين است كه حتماً بايد در حيّز باشد، هر چند حيّز عدمى، گفته مىشود: عدم، شىء نيست و هر كه متحيّز را در حيّز عدمى قرار دهد، آن را دريك شىء موجود قرار نداده است، روشن است كه موجود، يا خالق است، يا مخلوق و اگر خالق از همه مخلوقات جدا باشد، در اين صورت، در هيچ شىء موجودى قرار ندارد.
اگر بگويد: اودر حيّز معدوم قرار دارد، (بايد گفت:) در اين صورت، او در واقع در هيچ شيئى قرار ندارد، پس چرا اين امر را محال دانستهاى؟
همچنين اگر بگويد: لازم مىآيد كه جسم باشد، (مى گوييم:) در لفظ جسم، اجمال و ابهام وجود دارد كه قبلًا به آن اشاره كرديم.
نيز اگر بگويد: (لازم مىآيد كه:) در جهت، قرار داشته باشد، (مى گوييم:) منظور از جهت، يا شىء موجود است و يا شىء معدوم.