در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٤٢ - دلايل گرايش قايلان به تجسيم و ديدن خداوند

سؤال: به طرفداران تجسيم مى‌گوييم: دليل اين كه آفريدگار عالم جسم است چيست؟

در پاسخ گفته مى‌شود: بنابر موضوع اين استدلال شما لازم است كه قديم، مركّب و حادث و داراى صورت و مكان و اعراض باشد؛ زيرا در بين موجودات حاضر و معقول، فاعلى نمى‌يابيد مگر اين كه اين گونه‌است. اگر اين امر را بپذيرند، از توحيد دست برداشته‌اند و اگر آن را رد كنند، استدلال خود را نقض كرده‌اند».[١]

اگر آن گونه كه مُجَسِّمه مى‌گويند، در هر موجودى، وجود داشتن سبب ديده شدن و جسم بودن باشد، لازم مى‌آيد كه روح و جسم قابل ديدن باشد، در اين صورت، آنان بين دو امر قرار دارند: يا وجود روح را انكار كنند كه به تكذيب قرآن مى‌انجامد و يا مدّعى جسم بودن آن شوند كه در اين صورت، سخن نادرستى گفته‌اند؛ زيرا ثابت شده است كه روح، جسم نيست. اين مثال نه تنها باطل بودن تفكّر تجسيم‌را روشن نمى‌كند بلكه تناقض بين اين تفكّر و جوهر انديشه دينى كه مبتنى بر وجود يك عالم ماورايى برتر از مادّه است را نمايان مى‌كند كه جسمى نبودن آن عالم از لوازم برترى و تقدّم آن بر عالم مادّه است.


[١] - تمهيد الاوائل و تلخيص الدلائل: ٢٢٥- ٢٢٠/ چاپ مؤسّسة الكتب الثقافيّه.