در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٣٨ - دلايل گرايش قايلان به تجسيم و ديدن خداوند
وجود داشته باشد كه نه از جنس موجودات حادث است باشد و نه مركّب باشد، ولى با اين حال، نامگذارى آن به شىء درست باشد.
امّا كلمه جسم در لغت فقط براى موجود مركّب وضع شده است همان گونه كه كلمه انسان و حادث است، اسم موجوداتى است كه از عدم به وجود آمدهاند و داراى اين صورت (انسانى) هستند، نه غير آن. پس همان طور كه نمىتوانيم- در قياس با شىء بودن خداوند، امّا نه مانند ديگر اشياء- بگوييم قديم (خداوند) حادث، امّا نه مانند ديگر حادثها و انسان است، امّا نه مانند ديگر انسانها، به همين ترتيب نمى توانيم او را جسمى بدانيم متفاوت با ديگر اجسام؛ زيرا بر خلاف معناى لغوى آن است.
اگر بگويند: شما امكان جسم ناميدن خداوند را در صورتى كه اين نامگذارى، مطابق با معناى حقيقى و موضوع له اين كلمه در لغت نباشد، رد نكردهايد.
مىگوييم: اين امر را رد كردهايم؛ زيرا اين نامگذارى را بر فرض كه بپذيريم، تنها از راه شرع رسيده است؛ زيرا عقل نه تنها آن را ايجاب نمىكند بلكه اگر قديم، مركّب نباشد، آن را نفى مىكند. در ادلّه نقلى (كتاب، سنّت و اجماع امّت) و آنچه از آنها استنباط مىشود نيز چيزى كه نشانه ضرورت و حتّى امكان نامگذارى باشد، وجود ندارد، پس قول شما باطل است.