در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٣٥ - دلايل گرايش قايلان به تجسيم و ديدن خداوند
به كار مىبرند و فقط به لحاظ صفت تركيب در جسم اين اندازهها به كار مىرود. و با توجّه به اين كه قديم نمىتواند مركّب و متشكل از اجزا باشد و يك شىء واحد است، ثابت مىشود كه خداوند متعال جسم نيست.
اگر بگويند: چرا ممكن نيست كه قديم داراى اجزا و مركّب باشد؟ بگوييم: به چند دليل:
اوّل اين كه: اگر به چنين چيزى ممكن باشد، لازم است كه قديم داراى حيّز و مكان باشد و همچنين محال باشد كه هر بخش يا جزء آن، با بخش يا جزء ديگرى غير از بخشها و اجزاى جوهريى كه با آنها مماس است، تماس داشته باشد؛ زيرا شيئى كه با يك شىء ديگر مماس است، امكان ندارد هم با آن و هم با غير آن از يك جهت واحد، مماس باشد. اين امكان ناپذيرى (و محدوديّت) تنها به خاطر مكان مندى، تحيّز و اشغال فضاست.
گواه براين امر اين كه: عرضى كه در مكان وجود دارد، اگر خودش داراى حيّز و مكان نباشد، وجود آن، مانع وجود يك عرض ديگر در همان مكان نمىشود، با توجّه به اين مطلب، اجزا و اعراضى كه مركّب اند و در يك جا جمع هستند، ضرورتاً داراى حيّز و مكان هستند. شيئى كه اين چنين باشد، ناگزير بايد از جنس جوهر و جسم و نيز داراى اعراض باشد. قديم نمىتواند از جنس هيچ يك از مخلوقات باشد؛ زيرا اگر اين چنين بود، مىتوانست جايگزين مخلوق