در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٣٤ - دلايل گرايش قايلان به تجسيم و ديدن خداوند

اشخاص را در فهرست مُجَسِّمه قرار دهند؛ زيرا معتقدند نفى كيفيّت براى نفى تجسيم كافى نيست.

در فصلهاى بعد، اين ديدگاه به طور مفصّل مطرح مى‌شود.

تنها منبعى كه به ادلّه گرايش اوّل (قايل به تجسيم صريح) پرداخته و چند وجه را مطرح نموده است، كتاب تمهيد الاوائل و تلخيص الدلاي- ل، اث- ر باقلانى (متوفّاى ٤٠٣ ه-. ق.) است. وى اين وجوه را بدون اين كه منبع آنها را معرّفى كند و به صورت: «اگر بگويند ... مى‌گوييم ...» يا «اگر بگويند ... در جواب آنان گفته مى‌شود ...» مطرح كرده است.

روشن نيست آيا اين وجه در آثار مُجَسِّمه وجود داشته و باقلانى به آن دست يافته است، يا اين كه وجوهى فرضى و احتمالى است كه براى ردّ همه احتمالاتى كه براى اثبات تجسيم به كار مى‌رود، ذكر كرده است؟

باقلانى در كتاب خود مى‌گويد:

«اگر كسى بگويد: چرا انكار مى‌كنيد كه قديم (خداوند) جسم باشد؟ در جواب او گفته مى‌شود: زيرا همان گونه كه قبلًا نيز گفتيم، حقيقت جسم آن است كه از مجموعه‌اى از اجزا، تركيب يافته و گردهم آمده است؛ مثلًا مى‌گويند: مرد بزرگ و تنومند و زيد بزرگتر و تنومندتر از عمرو است، با توجّه به اين كه اين اندازه‌ها را تنها براى يكى از انواع تركيب در جهت طول، يا عرض‌