در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٣٣ - دلايل گرايش قايلان به تجسيم و ديدن خداوند

ما اكنون منابعى كه بى طرفانه ميراث فكرى اين گرايش و طرفداران آن را برشمارد، در دست نداريم. تنها منابع طرفداران غير اين گرايش مانند مضر و كهمس- كه اشعرى از آنان نقل قول كرده است- شايعات و اتّهاماتى درباره آنان مطرح شده و از برخى از آنان نيز نام برده شده است.

ظاهراً اين گرايش زود هنگام و پس از آن كه بطلان و مخالفت آشكار آن با عقل، كتاب و سنّت روشن شد، نابود و منقرض گرديد و زشتى و شرم آور بودن آن به حدّى رسيد كه طرفداران گرايش سوّم كه قايل به تنزيه‌[١] بودند، طرفداران گرايش دوّم را به تجسيم و تشبيه متّهم مى‌كردند. هر چند آنها نيز خود را طرفداران تنزيه مى‌دانستند و از تجسيم بيزارى مى‌جستند و كيفيّت را نيز از خدا نفى مى‌كردند.

در برخى كتابها اشخاصى را جزو مُجَسِّمه دانسته‌اند، ولى وقتى آراى آن اشخاص را مطالعه مى‌كنيم در مى‌يابيم كه قايل به نفى كيفيّت از خدا بوده‌اند و از اين راه خواسته‌اند خود را جزو طرفداران تنزيه معرّفى كنند؛ زيرا براى سلب اتّهام تجسيم از خود، نفى كيفيّت را كافى دانسته‌اند، در حالى كه طرفداران تنزيه اصرار دارند اين‌


[١] - تنزيه؛ يعنى منزّه دانستن خداوند از انتساب به صفات انسان( م).