در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٢٩ - شيوه بحث

مى‌رود و ديگر نمى‌توان با آن چيزى را اثبات كرد و بدين ترتيب، نه در مسائل شرعى و نه در مسائل اعتقادى، حجّتى در دست نداريم.

آرى، اگر عقل يك ويژگى معيّن را در عالم ثبوت ممكن بداند، امّا در عالم اثبات، دليلى براى اتّصاف، يا عدم اتّصاف خداوند به آن نداشته باشد، در اين جا براى اثبات، يا نفى آن نسبت به خداوند متعال، نياز به شرع داريم؛ بنابراين، استناد به ادلّه شرعى، تنها در عالم اثبات و پس از آن كه عقل در عالم ثبوت، حكم به امكان كند، صحيح است، امّا در غير اين مورد، ادلّه نقلى از آن جهت كه بيانگر حكم عقل و منطبق بر آن هستند، مورد بررسى قرار مى گيرند و اگر در موردى، ظاهر كتاب، يا سنّت با حكم عقل در تعارض بود، بايد آن ظاهر را به گونه‌اى تأويل كرد كه برخورد بين آنها برطرف شود.

البتّه منظور از «تأويل»، تصرف و دخالت كيفى در معناى آيات و روايات نيست بلكه منظور اين است كه با شيوه‌اى كه قرآن كريم به آن فرمان داده است، به جستجوى معناى درست و مورد نظر قرآن و سنّت بپردازيم.

قرآن كريم مى‌فرمايد:

هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الأَرْحَامِ كَيْفَ يَشَاء لَا إلَه إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ* هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللّهُ‌