در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٢٣ - پيشگفتار
در حالى كه در زمان آن حضرت و كمى بعد از آن، اين اصطلاحات شناخته شده نبود.
اين آرا و عقايد به صورت گسترده منتشر نشد تا زمانى كه درگيريهاى كلامى شروع شد و اين هنگامى بود كه مسلمانان، با فرهنگ بيگانه آشنا شده بودند و اين آشنايى با ترجمه كتب فلسفى، روز به روز افزايش مىيافت. به اين ترتيب، هر مشرب فكرى، براى خودش عقايد فلسفى خاصّى داشت و اين مصطلحات را فلسفه و منطق يونان، فارسها، هندوها و غيره به عربها داده بودند.
هنگامى كه عصر تدوين، شروع به شكوفايى كرد و متفكّران مسلمان، سعى و تلاش خود را در زمينههاى مختلف فكرى به كار گرفتند، عدّهاى نظريّات مربوط به امامت و خلافت و اسلوب حكومت را بررسى مىكردند.
بدبختى هنگامى شروع شد كه عدّهاى شروع به تأليف كتابهايى در فِرَق و مذاهب كردند. بيشتر نويسندگان اين رشته از قبيل: شهرستانى، بغدادى و غيره از جمهور بودند كه اكثريّت را در امّت اسلامى در دست داشتند. اينها بعداً اسم خود را عوض كرده و اصطلاح «اهل سنت و جماعت» را بر خود اطلاق مىكردند. تمام تأليفات حول يك نكته دور مىزد و آن اين بود كه: سعى مىكردند تا ٧٣ فرقه اسلام را استقرا كنند و پس از اثبات ٧٣ فرقه، مدّعى شوند كه خودشان فرقه ناجيه هستند و بقيه فرقهها و از جمله فرقه شيعه، اهل آتش جهنّم مىباشد!