در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٩٢ - غلو و غلات
خراسانى، به پيامبرى ارسال شده بود! وعلم غيب مىدانست! او را ابوجعفر منصور كه همان خداست! ارسال كرده بود! او سرّ و نجواى آنان را مىدانست! و دعوت آنان را علنى كرده مردم را به سوى ايشان دعوتكرد!
هنگامى كه اين عقايد و ادّعاها به اطّلاع منصور رسيد، جماعتى از ايشان را دستگير كرد. آنان به عقايد خويش اعتراف كردند. منصور به آنان دستور داد كه توبه كنند و از آنچه گفتهاند، بازگردند، امّا آنان گفتند: همانا منصور، خداى ماست! و اوست كه ما را مى كشد! در حالى كه شهيد هستيم! چنان كه پيامبران و رسولانش را به دست هر كسى بخواهد، به قتل مىرساند و بعضى را با سوانح و وقايع مىميراند و بر بعضى از آنان، درندگان را مسلّط مىسازد و ارواح بعضى را ناگهان يا با عللى كه خودش مىداند، قبض مىكند! همه اينها به اراده اوست و هر كارى كه بخواهد در مورد خلايق خود انجام دهد و از آنچه كرده است، سؤال نمىشود.[١]
پديده غلوّ، در ميان پيروان اديان سابق نيز وجود داشته است. يهوديان براى عزير، ادّعاى نبوّت مىكردند؛ پيامبرى كه خداوند دربارهاش مىفرمايد:
أَوْ كَالَّذِى مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَهِى خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىَ يُحْيِى هَذِهِ اللّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللّهُ مِئَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ ....[٢]
[١] - فرق الشيعه، نوبختى: ٥٠- ٤٦.
[٢] -- بقره-: ٢٥٩.