در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٨٧ - على(ع) در نبرد خندق
عمرو بن عبدود از كسانى بود كه در جنگ بدر زخمى شده بود؛ از اين رو در جنگ احد شركت نكرده و در جنگ خندق حاضر شده بود تا شجاعت خودش را نشان بدهد. او جلو مسلمانان قرار گرفت و فرياد زد:
«هَل من مبارز؟»
على (ع) به مبارزهاش رفت و گفت: «اى عمرو! تو با خدا عهد كردهاى كه اگر مردى از قريش از تو دو خواسته داشت، تو يكى از آن دو خواسته را اجابت كنى».
گفت: «همين طور است».
على (ع) فرمود: «من تو را به سوى خدا و رسولش و اسلام دعوت مىكنم». گفت: «خير، من بدانننها نيازى ندارم».
عبدود: «پس تورا به جنگ و مقاتله فرا مى خوانم».
گفت: «چرا اى پسر برادرم؟ به خدا قسم! دوست ندارم تو را به قتل برسانم».
على (ع) فرمود: «ولى به خدا! من دوست دارم تو را به قتل برسانم».
عمرو از اين سخن على (ع) خشمگين شد و از اسب پايين پريد و آن را پى كرد، سپس متوجّه على (ع) شد. آنان مدّتى با هم جنگيدند تا اين كه على (ع) عمرو را به قتل رسانيد و بقيه سواران دشمن با ديدن اين وضع، فرار كردند.[١]
[١] - السيرة النبويّه، ابن هشام: ٢/ ٢٤٤؛ تاريخ طبرى: ٢/ ٥٧٣؛ الكامل، ابن اثير: ٢/ ١٨١؛ المستدرك: ٣/ ٣٢.