نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ٦١ - فصل دوم پيدايش و گسترش شناخت
عاقله» يا «قوه مدرك كليات» صورت مىگيرد تصوّرهاى عام و كلّى است كه ذاتاً قابليت انطباق بر افراد موجود يا افراد مفروض را دارند[١].
اين تصوّرات و مفاهيم كلّى بهطور مستقيم از صورتهاى حسّى كه بهوسيله برخورد حسّ آدمى با مصاديق خارج آنها بهدست آمده است «انتزاع» مىشوند، و از اين نظر قابل انطباق و صدق بر محسوسات خارجى بوده و داراى مصاديق خارجى مىباشند.
[١] . ملّا هادى سبزوارى؛ در بيان قواى ادراكى نفس تقريبى دارد كه اجمالًا بدينقرار است:
مدرَكات يا صورند يا معانى( صور در امور ماديه و معانى در امور مجرده بكار مىرود) و معانى يا كليهاند يا جزئيه. مُدرِك صور حسّ مشترك است( قوهاى است كه نتيجه احساسهاى متفرقه را به هم پيوند مىدهد و از آنها صورت واحده تشكيل مىدهد مثلًا سفيدى شكر را باصره مىبيند و شيرينى آن را ذائقه درك مىكند و ساير خواصّش توسط ساير حواس درك مىشوند ولى اين صور متفرقه بهوسيله حسّ مشترك به هم پيوند داده مىشوند، و در نتيجه صورت كاملى از محسوس خارجى براى ذهن بوجود مىآيد) و حافظ صور خيال است، و مدرك معانى جزئيه( از قبيل لذّت و الم، شادى و غم، عشق و نفرت) وهم است، و حافظ معانى جزئيه حافظه است، و قوه متصرّفه، در معانى و صور تركيب و تفصيل و تصرّف مىنمايد، و قوه عاقله مدرك معانى كليه است، بنابراين قواى ادراكى نفس عبارتند از حس مشترك، خيال، وهم، حافظه، متصرّفه و عاقله. ولى معروف در تعريف قواى ذهنى همان است كه در بالا گفتيم. اسرار الحكم، ص ٢٢٣ نقل باختصار و تصرّف.