نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ٥٩ - فصل دوم پيدايش و گسترش شناخت
حسّى وى تكميل و آماده فعاليت طبيعى خود شدند، فعّاليت ادراكى انسان آغاز مىشود، و آنچه را قواى حسّى دريافت مىكنند درك مىكند.
اين مرحله كه نخستين مرحله ادراك آدمى است، مرحله احساس ناميده مىشود، ادراكى كه در اين مرحله براى انسان بهوجود مىآيد نتيجه مستقيم برخورد احساس آدمى (ابزارهايى كه عمل احساس با آنها صورت مىگيرد كه مجموعه دستگاهها و اعضاى مربوط به عمل احساس را شامل مىشود) با محسوس خارجى است، و بهمحض آنكه اين تماس قطع گرديد، ادراك ناشى از آن از بين مىرود.
ولى پس از تكرار عمل احساس بهتدريج قوهاى در نفس انسان بهوجود مىآيد كه از احساسهاى بهدست آمده صورتبردارى مىكند، اثرى كه از عمل احساس در نفس انسان نقش مىبندد نتيجه فعاليت اين قوه است، اين قوه كه «قوه متخيله» ناميده مىشود نخستين مرحله پيدايش ذهن انسانى بهشمار مىرود.
پس از آنكه ذهن رشد بيشترى يافت تصويرهاى بهدست آمده را نگهدارى مىكند، اعمال ضبط و نگهدارى تصويرها و حالاتى كه ذهن انسان توسّط احساس آنها را دريافت نموده است، توسّط اين قوّه صورت مىگيرد، در اصطلاح به اين قوه ذهنى «قوه حافظه» گفته مىشود.
ذهن توسط اين قوه مىتواند صوّر و ادراكاتى كه قوه متخيله فراهم ساخته براى يادآورى مجدّد نگهدارى نمايد، و هرگاه اراده نفس به يادآورى