نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ٤١ - نظريه شناخت
نظريه شناخت
منظور از نظريه يا فلسفه شناخت[١]، تحليل فلسفى شناخت و حل مشكلات فلسفى مربوط به شناخت است كه در مسائل زير خلاصه مىشوند:
[١] . در اينجا لازم مىبينيم اشاره مختصرى به تفاوت سه نوع بحث در مورد« شناخت» بناميم:
نوع اول: بحث فلسفى است كه به« فلسفه شناخت» يا« نظريه شناخت» از آن تعبير مىشود در اين نوع بحث، مسائل كلى مربوط به شناخت از آن نظر كه« وجود ذهنى» است مورد بحث قرار مىگيرند. و از آنجا كه وجود يا هستى عام، موضوع فلسفه است اين بحثها بهعنوان بحثهاى فلسفى شناخته شده و از آن به فلسفه شناخت تعبير مىشود.
نوع دوم: بحث علمى است، كه از فعل و انفعالاتى كه بر روى اعضاى بدن يا دستگاههاى مخصوص بدن كه انجام مقدّمات شناخت را بر عهده دارند صورت مىگيرد بحث مىكند. اين نوع بحث از آنجا كه بحث درباه وجود عام نيست بلكه در رابطه با موجود خاص و احوال و اوضاع و فعل و انفعالات خارجى مربوط به موجود خاص( اعضا، يا دستگاههاى مربوطه) است بحث علمى بهشمار مىآيد. بحثهايى كه درباره نحوه فعاليتهاى اعضاى بدن نظير چشم و گوش و ... در دستگاههايى نظير اعصاب، سامعه، باصره و ... يا بحثهايى كه درباره قوانين انعكاس نور، يا قوانين مربوط به انعكاس امواج صدا، و امثال آن است ربطى به مبحث فلسفى شناخت يا« نظريه شناخت» نداشته و بحثهايى علمى نظير ساير بحثهاى علمى است كه در رابطه با ساير موجودات انجام مىگيرد.
نوع سوم: بحث منطقى است. در اين نوع بحث، شناخت، بهعنوان وجود عام و يا بهعنوان وجود خاصّ مورد نظر نيست، بلكه آنچه مورد نظر است روشى است كه مىتواند انسان را به شناخت صحيح برساند، و بهعبارت ديگر، فنّ درست بكار بستن قوه شناخت است و لذا از آن به« روش شناخت» تعبير مىشود، اين بحث نيز از بحث« نظريه شناخت» خارج است. البته بدين نكته بايد توجه داشت كه احياناً در بعضى از بحثهاى لازم در فلسفه شناخت از بحثهاى منطقى استفاده مىشود چنانكه در بخش دوم از بحث مربوط به گسترش شناخت بحث تا حدودى رنگ منطقى بهخود مىگيرد.