نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ١٢٧ - ج) ايدهآليسم فيزيولوژيك
تقسيم ناپذيرى عارض شده است و همچنين تصوراتى را كه درباره شكل، هيئت، حجم، صافى و زبرى و ساير خصوصيات اجسام داريم.
آنچه مسلّم است اين است كه اين چيزها در خارج وجود دارند ولى ضرورتى ندارد كه همراه مادّه تقسيمناپذير موجود باشند، بلكه هر نحوه موجودى كه در خارج فرض كنيم اگرچه داراى جِرم نباشد مىتواند بهنحوى داراى اين خصوصيات باشد.
شاهد بر اين مطلب اين است كه اين خصوصيات را در درون خود احساس مىكنيم؛ بنابراين همين خصوصيات در نفس مابه نحوى وجود دارند، و در آينده روشن خواهد شد كه نه نفس ونه فعاليتهاى ادراكى نفس هيچيك مادّى نيستند، نتيجه اين است كه حرارت و شكل و هيئتى كه در درون خود احساس مىكنيم هيچيك مادّى نيستند، بنابراين چه مانعى دارد همانگونه كه اين خصوصيات در روان غيرمادّى ما وجود پيدا كردهاند و طبيعتاً وجودشان نزد ما غير مادّى است، در خارج نيز عليرغم انتفاى مادّه وجودى غير مادّى داشته باشند.
ج) ايدهآليسم فيزيولوژيك:
برخى از دانشمندان علم فيزيولوژى (علم وظايف الاعضاء) معتقد شدند:
معارفى كه بهوسيله حواس براى انسان حاصل مىشوند ساخته دستگاه ادراكى انسان و محصول فعل و انفعالاتى است كه اعضاى ادراكى