نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ٨٨ - روش ديالكتيك در منطق تجربى
بسيار روشن است كه روش صحيح و كامل انديشه و تفكّر، روشى است كه بتواند در همه زمنيههاى تفكّر بشرى صرف نظر از صحّت و سقم آن، جريان يافته، و توانايى قضاوت و تشخيص صحّت و سقم آن را داشته باشد.
البته معنى اين گفته اين نيست كه وجود عوالم غيرمادّى و غيرتجربى را به عنوان اصل مسلّم پذيرفته باشيم. بلكه منظور ما اين است كه صرف نظر از صحّت يا عدم صحّت انديشههاى مربوط به امور غيرمادّى (مانند انديشه الوهيت) روشى كه براى تفكر در نظر گرفته مىشود بايد روشى باشد كه قابل بهكار بستن در مورد همه انديشههاى انسانى باشد، در حالى كه توانايى قضاوت منطق تجربى محدود به افكار و انديشههاى قابل تجربه است.
روش ديالكتيك در منطق تجربى:
ماركسيسم كه مدّعى جهانبينى و فلسفه خاصّى بهنام «ماترياليسم ديالكتيك» است بهزعم خويش روش علمى تفكّر را كشف كرده، و منطق جديدى ارائه مىدهد، اين منطق كه از آن به «منطق ديالكتيك» تعبير مىشود مبتنى بر اصول منطق تجربى و روش ديالكتيك است.
بنابر عقيده ماركسيسم، اصول ديالكتيك، اصول و قوانين عمومى حاكم بر هستىاند، و از آنجاكه انديشه و تفكّر بخشى از جهان هستى است لذا محكوم همين اصول و قوانين عمومى مىباشد.