نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ٨٩ - روش ديالكتيك در منطق تجربى
علاوه بر اين، انديشه انسان چيزى جز شناخت جهان نيست، و از آنجا كه جهان هستى محكوم اين قوانين عمومى است، بنابراين تنها روش صحيح تفكّر روشى است كه با واقعيت هستى تطبيق نموده و محكوم همان اصول و قوانين باشد.
اصول ديالكتيك عبارتند از:
١. اصل همبستگى عمومى، يا تأثير متقابل اشياء، يا تبعيت جزء از كل: بر مبناى اين اصل، حقيقت هر شئ عبارت است از مجموعه ارتباطات آن با ساير اشياء، بنابراين هيچ چيز حقيقت مستقل و جدايى از ساير اشياء ندارد، و واقعيت هر شئ چيزى جز مجموعه ارتباطات وى با ساير اشياء نيست.
٢. اصل حركت يا تكامل: بنابر اين اصل، همه اشياء در حال شدن و تغير و حركت دائم هستند و هيچ چيز در دو آن يكسان نيست.
٣. اصل تضّاد: طبق اين اصل، درون هر شئ نفى آن وجود دارد، و هر شئ مساوى با ضدّ خويش است، و در نتيجه اين تضادّ و كشمكش درونى بين شئ «تز» و ضد يا نفى آن «آنتى تز» حالت سوّم يعنى «سنتز» بروز مىكند، و حركت عمومى اشياء چيزى جز حاصل اين كشمكش درونى و مستمر نيست.
٤. اصل جهش: به مقتضاى اين اصل، تغييرات تدريجى كمّى، در لحظاتى خاص به تغييرات دفعى كيفى مىانجامند، و پس از تراكم