نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ٩٤ - نقد روش ديالكتيك در شناخت
اين است كه راه رسيدن به شناسايىهاى صحيح منحصر به روش ديالكتيكى است)، در اينصورت اگر شناسايى خاصى را درباره جهان (شناسايى جهان بر مبناى اصول ديالكتيك) پيش از بهكار بستن روش صحيح شناسايى مفروض بگيريم، و به همين لحاظ صحّت اين روش را مشروط به انطباق آن با شناسايى پيشين خود از جهان بدانيم، نوعى مصادره بر مطلوب و ادّعاى بدون دليل خواهد بود، زيرا مطلوب ما در روش شناخت رسيدن به شناسايى صحيح است كه اين مطلوب را از پيش مفروض داشتهايم، و اگر اين شناسايى خاص را درباره جهان (شناسايى جهان بر مبناى اصول ديالكتيك) از پيش مفروض نگيريم، بلكه صحّت آن را از صحّت روش شناخت نتيجه بگيريم در اينصورت، مبتنى دانستن صحّت روش شناخت بر آن شناسايى خاص، غير معقول، و لازمهاش دور است.
ج) درصورتىكه اصل «عينيت» مورد انكار قرار گيرد، هيچ مفهوم و تصوّرى خودش، خودش نخواهد بود، و هر مفهومى با ساير مفاهيم و تصوّرات ذهنى يكى خواهد بود، و لازمه چنين حالتى اين است كه خصوصيات هر حقيقتى را بتوان به ديگرى نسبت داد، مثلًا اگر بنا باشد مفهوم «آب» با مفهوم «سنگ» يكى باشند لازمهاش اين است كه بهسادگى بتوان خصوصيات و مقوّمات و صفات هر يك را جايگزين خصوصيات و مقوّمات ديگرى ساخت و بهجاى آب در جمله «آب جسم سيال، لطيف، بارد بالطبع است» سنگ را قرار داد و گفت «سنگ جسم