نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ١٤
مىشود، زيرا انسانها عموماً بر دو دستهاند: دستهاى كه مكتبى را نپذيرفته و به عقيده خاصى دل نبستهاند يا آنكه در بحث و تحقيق خويش خارج از هر چهارچوب فكرى پيش پذيرفته به جستجو و تفكر مىپردازند. و دسته ديگر كسانى هستند كه مكتبى را پذيرفته و راه و روشى خاص در زندگى خود انتخاب نمودهاند، و در چهار چوب پذيرفتههاى مكتبى خويش به بحث و تحقيق در مورد مسائل جهان و هستى مىپردازند.
تحقيق و بررسى در مورد مسائل بنيادين هستى وظيفه هر دو دسته مىباشد، ولى هدف دسته اول بهدست آوردن جهانبينى و اعتقادات صحيح از راه دليل و عقل و منطق است. و هدف دسته دوم بهدست آوردن دليل منطقى بر اعتقادت و جهانبينى پذيرفته شده و تطبيق مبانى اعتقادى خويش بر اصول منطق و عقل است.
بنابراين- بهطور كلّى- دو نوع تلاش و جستجو فكرى در مورد مسائل اعتقادى داريم. و در آغاز سير فكرى در برابر هر يك از آن دو سؤالى وجود دارد كه بهعنوان مقدمه بايد پاسخ روشنى براى آن بيابيم.
در برابر تلاش نوع اول اين سؤال وجود دارد: كه اصولًا تحقيق در مورد جهانبينى چه لزومى دارد؟ و به تعبيرى ديگر: چه ضرورتى دارد كه براى دستيابى به جهانبينى صحيح به تحقيق و جستجو بپردازيم؟
و در برابر تلاش نوع دوم اين سؤال وجود دارد: كه اصولًا تطبيق اصول اعتقادى بر مبانى و عقل و استناد به برهان و عقل در مسائل اعتقادى چه لزومى دارد؟