نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ٨٧ - بخش دوم منابع نخستين تفكر
بنابراين حصول معرفت تصديقى كلى كه شامل كليه موارد مشابه باشد مستند به تجربه نخواهد بود.
ج) بر فرض آنكه تجربه بتواند بهنحوى كليه موارد يك حقيقت را زير پوشش قرار دهد، ولى نمىتواند نسبت به مصاديق آينده آن حقيقت قضاوتى بكند، در حالى كه معلومات و معارف علمى در صورتى مفيد و سودمند خواهند بود كه براى آينده قابل تطبيق و استفاده باشند، بنابراين «تعميم زمانى» معارف تصديقى نسبت به زمان آينده نمىتواند به تجربه مستند باشد.
وبهطور خلاصه: معارفى كه شالوده اصلى ساختمان معرفت بشر را تشكيل مىدهند از سه ويژگى مهم «ضرورت، كليت، دوام» برخوردارند، و هيچيك از اين سه ويژگى بهوسيله تجربه قابل درك و توجيه نيست.
د) بر مبناى آنچه گذشت روشن شد، كه روش تجربى روش ناقصى است، زيرا محدود به مسائل مادّى قابل تجربه مىباشد، درحاليكه انديشه و تفكر بشر محدوديتى ندارد، و همانطور كه عملًا مىبينيم بشر در زمينههاى غير مادّى كه تجربه دسترسى به آنها ندارد انديشه خود را بهكار برده، و به معارفى ارزنده كه نقش فعال و مؤثرى در زندگى وى دارند رسيده است، در حالى كه روش تجربى قدرت قضاوت و بررسى در اين زمينه را ندارد.