نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ١٠٥ - ب) علت وقوع خطا
حالا كه معناى تصديق روشن شد معلوم مىشود كه چرا در قضيه تصديقى همواره بايد واقعيتى وجود داشته باشد كه قضيه تصديقى كاشف و حاكى از آن باشد، زيرا همانگونه كه گفته شد، تصديق: آگاهى به وجود شئ، يا وجود شيئى براى شئ ديگر است، پس ما در اينجا دو عنصر داريم:
١. آگاهى؛
٢. متعلّق آگاهى كه وجود شئ يا وجود شيئى براى شئ باشد، هرگاه آگاهى ما با آنچه در واقع است تطبيق كرد، تصديق ما حقيقت است، و هر گاه تطبيق نكرد خطاست
ب) علت وقوع خطا
براى آنكه علّت وقوع خطا را در قضاياى تصديقى بيابيم، بايد ابتدا علّت پيدايش يك قضيه تصديقى را بدانيم: قضاياى تصديقى از نظر علّت پيدايش تصديق به سه دسته تقسيم مىشوند:
١. قضايايى كه واقعيت خارجى معلوم تصديقى در آنها براى نفس حاضر است، از قبيل تصديق به وجود لذّت و الم، خوف، محبّت، نفرت، و ساير امور نفسانى. در اين قسم علّت تصديق حضور عينى واقعيت متعلق تصديق است براى نفس، و يا به عبارتى ديگر اتحاد نفس با وجود خارجى معلوم تصديقى است.
در اين قسم از معلومات تصديقى از آنجا كه كاشف يا حاكى (قضيه تصديقى) و مكشوف يا محكى عنه (واقعيت خارجى قضيه