نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ٢٦ - دلايل لزوم تحقيق در مورد جهانبينى
توضيح اينكه: اساساً واقعيتى كه تغيير پذير نيست، و همان است كه هست و بايد باشد، نيازى به طرح و برنامه ندارد بلكه طرح و برنامه در جايى ممكن و مورد نياز است كه موضوع طرح؛ يعنى چيزى كه براى آن طرح تهيه مىگردد قابليت دگرگونى و انتقال به وضعيتى ديگر داشته باشد.
در اينجاست كه براى وضعيت آينده بايد طرحى در دست باشد كه بتواند آينده موضوع طرح را ترسيم كند تا دگرگونى بهنحوى صورت گيرد كه با طرح در نظر گرفته شده منطبق باشد.
و باتوجه به اينكه طرح مورد نظر بايد ممكن و عملى و قابل پياده شدن باشد، لذا لازم است طرح مبتنى بر اساس واقعيتهاى موجود باشد، يعنى توانايىها، قابليتها، استعدادها، و آمادگىهاى موجود را بشناسد و بسنجد، و بر مبناى اين واقعيتها برنامه تغيير و انتقال به وضعيتى ديگر پىريزى شود.
بدينجهت، طرح از آن نظر كه بايد مبتنى بر واقعيتهاى موجود باشد نيازمند شناختى كامل از واقعيتهاى موجود است، و از آن نظر كه آينده را در مدنظر قرار داده و وضعيت آنچه بايد را ترسيم مىكند، نيازمند شناختى از آينده و اهداف و غاياتى است كه رسيدن به آنها بايد در نظر گرفته شود، مىباشد.
بنابراين مكتب يا ايدئولوژى و نظام زندگى براى انسانها بايد مبتنى بر دو نوع شناسايى باشد: