نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ٢٤ - دلايل لزوم تحقيق در مورد جهانبينى
بشريت است، به محيط و منطقه خاص يا قطعهاى خاص از زمان محدود نمىگردد.
انسان آنچنان آرمان پرست است كه احياناً ارزش عقيده و آرمانش فوق همه ارزشهاى ديگر قرار مىگيرد، آسايش و خدمت به انسانها از آسايش خودش با اهميتتر مىگردد، به عقيده و آرمان مقدّس خود آنچنان دلبستگى پيدا مىكند كه منافع خود، بلكه حيات و هستى خود را به سهولت فداى آن مىنمايد»[١].
اينگونه گرايشها، كه لازمه بُعد انسانى انسان مىباشند، و از آنها به «ايمان» تعبير مىكنيم حاصل و نتيجه نوعى جهانبينى است، زيرا نحوه تفسير و تبيين جهان است كه منبع زايش ايمانها و گرايشهاست.
نتيجه اينكه: جهانبينى سرچشمه «ايمان» كه جلوهگاه بُعد معنوى انسان است مىباشد، و بدون جهانبينى، ايمان شكل نمىگيرد، و با فقدان ايمان، معنويت كه بخشى مهم از شخصيت انسان و انسانيت وى را تشكيل مىدهد، محكوم به نابودى است.
٣. انسان در زندگى خويش در ابعاد معنوى و مادّى نيازمند «نظام و ايدئولوژى» است، و نظام زندگى يا ايدئولوژى از جهانبينى تفكيكپذير نيست.
[١] . انسان و ايمان، ص ١١ و ١٢، نقل با تصرف، براى تفصيل بيشتر درباره اين موضوع به فصل انسان و حيوان از همان كتاب مراجعه شود.