نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ١٢٥ - ب) ايدهآليسم فيزيكى
ب) ايدهآليسم فيزيكى:
پس از آنكه فيزيك جديد به نظريات تازهاى در مورد جرم مادّى طبيعت دست يافت، و بطلان نظريههاى پيشين درباره ماده، و فناناپذير بودن آن روشن شد، و نيز بطلان نظرياتى كه جهان طبيعت را از ذرات غيرقابل انقسام «اتم» متشكل مىدانست روشن گرديد، و ثابت شد كه اتم نيز چيزى جز انرژى تراكم يافته نيست، جريانى در فلسفه بهوجود آمد كه با استناد به كشفيات جديد فيزيك، واقعيت جهان را منكر شد. و طبيعت را ساخته ذهن و پندار بشر دانست.
بطلان اين طرز تفكر باتوجه به مطالب زير روشن مىشود:
١. واقعيت داشتن جهان خارج (رئاليسم) را بايد از مادّى بودن آن جدا كرد؛ زيرا واقعيت داشتن جهان خارج منحصر به مادّى بودن آن نيست، همين اشتباه سبب آن شد كه برخى از متفكرين با از ميان رفتن اصالت مادّه دچار اين پندار شوند كه: پس جهان واقعيت ندارد، اين خلط را ماديون و بهخصوص ماركسيستها- به عمد يا به غيرعمد- مرتكب شدهاند كه خواه ناخواه منجر به ايدهآليسم مىشود.
در حالى كه مادّى بودن جهان خارج يك مطلب است، و واقعيت داشتن آن مطلبى ديگر، آنچه تجارب و تحقيقات علمى آن را اثبات كرده اين است كه تصوراتى كه سابقاً در مورد ساختمان ماده و طبيعت وجود داشت كه طبيعت را تشكيل يافته از اجزاى ريز غيرقابل انقسام مىدانست