نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ١٢٤ - الف) ايدهآليسم فلسفى
١. معارف بديهى از راه احساس بهدست نمىآيند، بلكه با فعاليت درونى ذهن بهدست مىآيند، اين دسته از معارف براى همه انسانها بهطور يكسان پذيرفته شده و در عمل به آنها اذعان دارند، چنانكه خود باركلى و همه ايدهآليستها عملًا به آن معترفند؛ زيرا طرح نظريه و استدلال بر آن علاوه بر آنكه خود نشانه اعتراف به جهان خارج و واقعيت افراد مورد خطاب است لااقل بر دو اصل بديهى مبتنى است:
الف) اصل امتناع اجتماع نقيضين، زيرا پذيرش نظريه ايدهآليستى بهمعنى نفى نظريههاى مخالف است و اصولًا اذعان به هر قضيه تصديقى بهمعنى نفى طرف مخالف آن است.
ب) اصل علّيت، زيرا استدلال بر رد نظريه مخالف و اثبات نظريه ايدهآليسم موقوف بر رابطه علّيت ميان دليل و نتيجه است.
٢. علم و كاشفيت از يكديگر قابل تفكيك نيستند و وجود خطا در معارف تصديقى با كاشفيت ذاتى علم منافات ندارد، و لذا در موارد خطا نيز كاشفيت وجود دارد ولى بهوسيله معارف و اصول بديهى كه خطا در آنها راه ندارد، كاشفيتهاى درست و نادرست از يكديگر جدا مىشوند، و راه رسيدن به حقيقت هموار مىگردد.