نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ١٢٨ - ج) ايدهآليسم فيزيولوژيك
انسان بر روى تأثير مبهمى كه از خارج بر آنها وارد شده است انجام مىدهند، بنابراين: آنچه از خارج به انسان منتقل مىشود چيزى جز يك تأثير ساده كه بهشكل رمز وارد دستگاه ادراك انسانى مىشود نيست، و اين دستگاهها و اعضاى ادراكى انسان هستند كه صور و ادراكات انسانى را مىسازند. بنابراين معارف انسان بههيچوجه بازگو كننده حقايق عينى نيستند، بلكه ساخته اعضاى ادراكى مىباشند، و راهى براى دستيابى به حقايق جهان آنچنانكه در خارج هستند نيست.
بر اين طرز تفكر چند اشكال وارد است:
١. اين گفتار مبتنى بر اين است كه راه حصول معرفت را در حواس ظاهره انسانى منحصر بدانيم، ولى بنابر وجود معارف بديهيه و امكان دستيابى به نتايج يقينى و صحيح بهوسيله آنها با بهكار بستن شيوه برهان، جايى براى اين گفته نمىماند.
٢. اين پندار بر اين پايه استوار است كه ادراك حقيقتى مادّى است و خصوصيت مادّى اعضاى ادراكى انسان مىباشد، در حالى كه همانطور كه در گذشته اشاره شد و در آينده بهتفصيل خواهد آمد، آنچه بهوسيله اعضاى ادراكى صورت مىگيرد تنها مقدمهاى براى حصول ادراك حقيقى توسّط نفس مجّرد است، پس ادراك يك عمل تجريدى است كه توسّط «خودِ» مجرد انسان صورت مىگيرد، و چنانكه در آينده بيان خواهد شد، نفس انسان توانايى شناخت واقعى حقايق را آنچنانكه هستند دارد.