نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ١٢٢ - الف) ايدهآليسم فلسفى
نسبى است؛ يعنى حقيقت نسبت به اشخاص و احوال گوناگون متفاوت است، و نسبت به هر شخص يا هر حال و وضعيتى حقيقتى وجود دارد.
هر يك از اين سه مسلك عمده مذاهب فرعى ديگرى دارد كه علىرغم تفاوتهاى جزئى، در اصل مسلك با يكديگر متحدند، آنچه در زير مىآيد خلاصهاى از آنها همراه با نقد و بررسى است:
١. ايدهآليسم در ارزش شناخت:
چند نوع تفكر ايدهآليستى وجود دارد كه مهمترين آنها از قرار ذيل است:
الف) ايدهآليسم فلسفى:
باركلى و شوپنهاور از سردمداران معروف اين مسلكاند، اين دو فيلسوف هر دو تجربى بودهاند، باركلى معارف را پوچ و باطل مىدانست، و تنها به سه حقيقت معترف بود:
١. ادراك؛
٢. مُدرِك (نفس انسانى)؛
٣. پديد آورنده مدرِك و مدرَك (خدا).
وى معتقد بود: در خارج حقيقتى بهنام «جهان هستى» وجود ندارد، و هستى حقيقتى جز در اندرون ما ندارد، لذا در تعريف هستى مىگفت «هستى براى ما و ادراك ماست، نه براى خود و خارج از ادراك ما»