نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ١١٤ - ٢ استقراء
نيست هميشه نيست، پس نسبى بودن اين مطابقت معنى ندارد، آرى اعتقاد ما به اين مطابقت ممكن است قوت و ضعف داشته باشد، و به همين لحاظ از ارزش يقين استقرايى به ارزش نسبى تعبير كرديم؛ زيرا همواره احتمال عدم مطابقت هرچند ضعيف و غير قابل درك وجود دارد.
نكته ديگرى كه تذكرش لازم است اين است كه على رغم آنكه معارف استقرايى مستقيماً از بديهيات نتيجهگيرى نشدهاند بلكه همانگونه كه گفتيم ذهن انسان بهوسيله جمعآورى معلومات جزيى طبق ترتيبى خاص به مرحله يقين استقرايى مىرسد، ولى با اين حال نفى برخى از اصول اوليه عقلى؛ نظير: اصل استحاله اجتماع نقيضين يا اصل رابطه ضرورت بين علت و معلول مانع حصول يقين استقرايى مىشود، و لذا براى منكرين اين اصول، حصول معرفت يقينى چه از راه برهان و چه از طريق استقراء غير ممكن است.
بر مبناى برهان قياسى و استقراء است كه ارزش معلومات حسى به اثبات مىرسد و كليه شبهات و اشكالات ارزش معارف حسى، و ايدهآليستها و شكاكها پاسخ داده مىشود.
براى توضيح مطلب به نكات ذيل مىپردازيم:
الف) عملًا مىبينيم انسانها علىرغم آنكه خطاى فراوان براى آنها پيش مىآيد اعتمادشان به حواس همچنان باقى است، و در همه تصرفات و اعمالشان بر وفق يافتههاى حسى عمل مىكنند. اين حالت در همه انسانها حتى خود ايدهآليستها و شكاكان نيز وجود دارد.