نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ١٢٣ - الف) ايدهآليسم فلسفى
دلايل باركلى باتوجه به اينكه حس را تنها منبع معرفت مىداند، در موارد زير خلاصه مىشود:
١. تضاد در محسوسات نشانه عدم واقعيت آنهاست، مثلًا گاهى يك آب را هم سرد و هم گرم احساس مىكنيم، در حالى كه آبىكه هم سرد باشد و هم گرم در خارج واقعيت ندارد.
٢. ما در جريان معرفت هيچگاه حقايق خارجى را نمىيابيم، بلكه؛ آنچه مىيابيم تنها احساسات و افكارى است كه در درون ما وجود دارند، پس راهى براى اثبات وجود جهان خارج نداريم.
٣. انديشههاى ما داراى كاشفيت ذاتى از حقايق خارجى نيستند، وگرنه خطا در انديشههاى ما راه نمىيافت در حالى كه همه انديشمندان به وجود خطا در انديشهها معترفند.
٤. حال كه خطا در انديشههاى ما راه يافته، پس انديشهاى از خطا مصون نخواهد ماند، و هيچ معرفتى را بهعنوان حقيقت خطا ناپذير نمىتوان تلّقى نمود. هرچند كاشفيت ذاتى علم را نيز بپذيريم، زيرا كاشفيتى كه خطاپذير است و انطباق آن با واقعيت مكشوف، مسلّم نيست چه سودى دارد؟
پاسخ اين شبهات از مباحث گذشته معلوم مىشود، و بهطور خلاصه از اين قرار است: