نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ٦٠ - فصل دوم پيدايش و گسترش شناخت
آن صوّر تعلّق گرفت با استفاده از بايگانى قوه حافظه ادراكات و صوّر قبلى خود را مجدّداً درك مىنمايد.
در اين دو نوع فعاليت، ذهن جنبه انفعالى دارد، و بهجز دريافت و نگهدارى صورت محسوسه فعّاليت خاصّ ديگرى انجام نمىدهد.
پس از آنكه ذهن توانايى و رشد بيشترى يافت شروع به فعاليت تازهاى نموده و اقدام به تجزيه و تركيب صور و ادراكات دريافت شده مىنمايد، و از اين راه به صور و ادراكات تازهاى دست مىيابد. مثلًا پس از رؤيت منظرهاى كه در آن كوه و درخت و آسمان و دريا وجود دارد، ذهن با عمل تجزيه، صورت كوه، صورت دريا، صورت درخت و صورت آسمان را بهطور مجزّا تصور مىكند و بهوسيله عمل تركيب صورت بهدست آمده از كوه را با صورتى ديگر نظير صورت ياقوت كه از پيش در حافظه وجود داشته تركيب نموده و كوهى از ياقوت را تصوّر مىكند.
قوّهاى را كه عمل تجزيه و تركيب با آن صورت مىگيرد «قوه متصرفه» مىنامند.
ذهن در مرحلهاى عالىتر، توانايى فعاليت ديگرى مىيابد، و اقدام به «تجريد و تعميم» صور حسّى نموده و از اين راه به «تصوّرات كلّى» دست مىيابد.
تجريد و تعميم بهدست آوردن تصورهاى عام و كلّى است كه در نتيجه مقايسه صورتهاى حسّى با يكريگر و انتزاع ما به الاشتراك صورتهاى حسّى بهدست مىآيد، محصول اين نوع فعاليت ذهنى كه توسّط «قوه