نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ٥٢ - فصل اول امكان شناخت
در معرض خطا بودن با توجه به امكان تشخيص خطا بهوسيله سنجش انديشهها با انديشههاى مسلّم، خطرى براى ارزش علوم و معارف بشرى تشكيل نمىدهد.
دليلى كه واقعگرايان براى اثبات امكان شناخت واقعيت و به تعبيرى ديگر واقعى بودن شناختها و معارف بشرى آوردهاند فطرى بودن اين باور است در حدّى كه هيچ انسانى عملًا بدون اين باور امكان زيستن ندارد، و همه انسانها حتى فلاسفه منكر واقعيت، در عمل پاىبندى خود را به اين باور به اثبات رساندهاند.
فطرى بودن انديشه «واقعيت داشتن جهان خارج[١] يا واقعى بودن انديشهها و علوم و افكار انسان (شناخت)» را از دو راه مىتوان توضيح داد:
١. رفتار و برخورد منكرين و شكّاكان در زندگى روزمره خويش كه نشان پايبندى عملى آنان به واقعيت داشتن شناخت مىباشد گرچه بهظاهر منكر آن مىباشند، زيرا منكرين و شكاكان به محض آنكه براى ابراز انديشه خود لب به سخن مىگشايند، و به بيان نظر خود و استدلال بر آن مىپردازند عملًا به وجود جهان خارج اقرار نمودهاند؛ زيرا بيان عقيده خود و ابراز آن براى مخاطبين دليل اعتقاد به وجود آنهاست، و استدلال بر
[١] . اين دو تعبير را بدان جهت بكار بستيم كه روشن شود در حقيقت نفى واقعيت جهان خارج، نفى واقعى بودن شناخت انسان از جهان خارج است.