نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ٥١ - فصل اول امكان شناخت
واقعيت خارج است، بهنحوى كه نفى كاشفيت از علم و ادراك بهمنزله نفى علم و ادراك است.
بنابراين گرچه نفسِ واقعيت خارج را نمىيابيم ولى صورت حاكى و نمايانگر واقعيت خارج را مىيابيم و از اين راه به واقعيتهاى جهان خارج علم پيدا مىكنيم.
٢. همه راههايى كه بشر براى دريافت واقعيت بهكار مىبندد دچار خطا مىشوند، زيرا عقل و حس كه راههاى وصول به واقعاند هميشه در معرض خطا و اشتباه مىباشند، بنابراين به هيچ واقعيتى نمىتوان وثوق پيدا كرد و هيچ ادراكى را نمىتوان صد در صد گويا از واقعيت عينى دانست.
پاسخ اينكه اوّلًا: وقوع خطا و اشتباه در بعضى از علوم و انديشهها موجب سلب اعتماد و وثوق از همه آنها علىالخصوص انديشههاى روشن و مسلّم و فطرى نمىشود.
ثانياً: خود پى بردن به خطاى فكر و انديشه در بعضى موارد نشانه آن است كهانديشههاى مسلّم و غير قابل تشكيكى وجود دارد كه معيار تشخيص خطاى افكار و انديشههاى ديگر مىباشند. وگرنه پى بردن به خطاى انديشهها امكان پذير نبود، زيرا خطا را با خطا نمىتوان شناخت.
و همين كه برخى از انديشهها و افكار بهعنوان انديشههاى مسلّم و غيرقابل تشكيك مورد اعتماد و وثوق صد در صد بودند امكان تحصيل وثوق و اعتماد به ساير انديشهها در پرتو آن انديشههاى مسلّم وجود دارد، و