نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ١٨٠ - بخش اول نوآوريهاى ملاصدرا در فلسفهشناخت
كرديم- پى نبردند، چگونه در احوال نفس و حدوث و بقاء آن، يا تجرد و تعقل آن دچار حيرت و سردرگمى شدهاند».
از قاعده «جسمانى بودن نفس در حدوث و تصرف، و روحانى بودن آن در بقاء و تعقل» بساطت نفس نتيجه گرفته مىشود؛ زيرا لازمه تجرد بساطت است. از همين رهگذر ملاصدرا درباره نفس انسان و نحوه پيدايش معلومات نخستين و نيز تكثر معلومات انسان به نتايج زير مىرسد:
١. پيدايش نفس آدمى پس از پيدايش جسم اوست، و در نتيجه حركت جوهرى جسم پديد مىآيد؛
٢. نفس آدمى در آغاز تولد از هرگونه معرفتى تهى است، و داراى هيچگونه معرفت بالقوه نيست؛
٣. نفس آدمى به دليل تجرّد بسيط است، و از وحدت حقيقى برخوردار است؛
٤. پيدايش معلومات در ذهن آدمى از محسوسات آغاز مىشود، و پس از آنكه ذهن به تعدادى از معلومات حسّى دست يافت، به فعاليت پرداخته و معلومات بديهى را توليد مىكند.
پس از دستيابى ذهن انسان به معلومات بديهى سير تفكّر آدمى آغاز مىشود و با بهكارگيرى بديهيات تصورى و تصديقى به انديشههاى جديد تصورى و تصديقى دست مىيابد و بدين ترتيب سلسله معلومات بشرى شكل يافته و ساختمان گسترده معلومات انسان برپا مىگردد.