نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ١٨٢ - بخش اول نوآوريهاى ملاصدرا در فلسفهشناخت
معلومات است كه رابطه طولى يعنى عليت و معلوليت بين آنها نيست. مثلًا نه مىتوان گفت كه تصور سفيدى توليد كننده تصور سياهى است، و نه مىتوان گفت تصور سياهى توليد كننده تصور سفيدى است. پس، از هيچ يك از اين سه راه نمىتوان تكثر معلومات را توجيه كرد، تنها راه صحيح توجيه تكثر معلومات، كثرت آلات حسيه است».
كثرت آلات حسيه از يكطرف، و تعداد احساسهاى جزئى از طرف ديگر كه در طول زمان به واسطه حالات و شرايط و حركات و كوششهاى مختلف كه انسان براى اغراض و غايات مختلف مىكند، موجب مىشود كه صور محسوسه زيادى در ذهن جمع شود. اين اجتماع و تراكم ادراكات حسّى نفس را مستعد مىكند براى پيدايش بديهيات تصورى و بديهيات تصديقى. پس از پيدايش بديهيات، تكثر معلومات به طور ديگرى آغاز مىشود به اين نحو كه ذهن آنها را با شكلها و صورتهاى مختلف تركيب مىكند، و حدود و قياسات مىسازد، و به انواع نتايج نايل مىشود، و از اين راه علوم نظرى را كسب مىكند، و قدرت تا بىنهايت جلورفتن را پيدا مىكند»[١].
قاعده «اتحاد عقل و عاقل و معقول» از ديگر ابتكارات فلسفى ملاصدرا است كه به قاعده فلسفى بسيار مهم ديگرى منتهى شد كه پايه و اساس
[١] . اصول فلسفه و روش رئاليسم، ج ٢، ص ٢١ و ٢٢.