نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ١٧٨ - بخش اول نوآوريهاى ملاصدرا در فلسفهشناخت
حرارت و سرما، ذهن بايد در آنِ واحد سرد و گرم شود؛ درحالىكه بالبداهه مىدانيم كه با تصور اين اشياء خصوصيات و آثار آنها به ذهن نمىآيد و اجتماع ضدين در آنِ واحد عقلًا محال است.
ملاصدرا بر مبناى نظريه اصالةالوجود چنين پاسخ مىدهد:
«مبنى الايراد على عدم التفرقة بين الوجود المتأصل الذّى به الهويّة العينيّة و غير المتأصّل الذى به الصورة العقليّة، فانّ المتّصف بالحرارة ما يقوم به الحرارة العينيّة لا صورتها الذهنيّة»[١]
«مبناى اين اشكال بر عدم تفرقه ميان وجود اصيل كه ملاك هويت خارجى اشياء است، با وجود غيراصيل (ماهيت) است كه ملاك صورت عقلى آنهاست؛ زيرا آنچه به گرمى متصف است وجود خارجى حرارت است نه صورت ذهنى آن»
ابتكار فلسفى ديگر ملاصدرا نظريه حركت جوهرى است. طبق اين نظريه طبيعت جوهر جسمانى از حركت تفكيكپذير نيست و همه تحولات عالم اجسام ريشه در حركت جوهرى دارد. بر مبناى حركت جوهرى، نفس آدمى در ابتداى وجود جسم محض است؛ لكن در نتيجه حركت، تكامل پيدا مىكند و به مرحله تجرّد مىرسد. مرحله تجرّد، آغاز پيدايش نفس آدمى است كه آغاز پيدايش علم و معرفت نيز هست، بر
[١] . اسفار، ج ١، ص ٣١٠؛ و نيز در همينباره، ج ٣، ص ٢٨٠.