نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ١٨٩ - بخش دوم حقيقت شناخت در فلسفه ملاصدرا
وجودش وجود عقلى كه همان وجود صورت عقلى است، نخواهد بود»[١].
خلاصه اينكه اگر عاقل و معقول متحد نباشند تعقل امكانپذير نيست؛ زيرا تعقل به معناى اين است كه صورت معقول براى عاقل حاصل شود و اگر صورت معقول وجودى جدا از عاقل داشته باشد براى عاقل حاصل نيست، پس معقول نيست.
در ادامه مىگويد:
«در مباحث مضاف گذشت كه متضايفين در وجود همسانند و در يك مرتبه قرار دارند، بنابراين هرگاه يكى از آنها بالفعل باشد، ديگرى نيز بالفعل خواهد بود و هرگاه يكى از آنها بالقوه باشد ديگرى نيز چنين خواهد بود. خلاصه اينكه هر يك در هر مرتبهاى كه باشد ديگرى نيز در همان مرتبه خواهد بود، پس كنون كه درباره صورت معقول دانستى كه معقول همان عاقل است بدان كه حال صورت محسوس نيز بر همين قياس است؛ زيرا محسوس همانگونه كه گفتيم تقسيم مىشود به محسوس بالقوه و محسوس بالفعل، و محسوس بالفعل با جوهر احساس كننده بالفعل متحدالوجود است. و احساس آن گونه نيست كه عاميان از حكما پنداشتهاند كه حس صورت محسوس را عيناً از
[١] . همان، ص ٣١٥.