نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ١٩٠ - بخش دوم حقيقت شناخت در فلسفه ملاصدرا
مادهاش مجرد مىكند ولى عوارض و خواص آن را نگه مىدارد، و سپس قوه خيال آن را تجريد بيشتر مىكند، زيرا دانسته شد كه عوارض ماده محال است كه با همان هويت خويش از مادهاى به مادهاى ديگر منتقل شوند»[١].
و سرانجام مىگويد:
«اضافه (رابطه) علمى ممكن نيست با اشيائى كه حالت مادى دارند برقرار شود، بلكه احساس به وسيله صورت ادراكى نورى افاضه شده از بخشنده مطلق (خداى متعال) تحقق مىپذيرد، با اين صورت ادراكى نورى است كه ادراك و شعور صورت مىگيرد و بر همين صورت است كه احساس كننده بالفعل و محسوس بالفعل است، اما بيش از آنچه هست تنها احساس كننده و محسوس بالقوه است، اما صورتى كه درباره اعضاى مخصوص (اعضاى مادّى جسم انسان كه ابزار حس و ادراك هستند) پديدار مىشود پس تنها آماده كننده انسان براى دريافت آن صورتى هستند كه بالفعل محسوس و احساس كننده است و سخن در اينكه اين صورت، خود هم حس و هم حاس (احساس كننده) و هم محسوس است، دقيقاً همان
[١] . همان، ص ٣١٥ و ٣١٦.