نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ١٨٨ - بخش دوم حقيقت شناخت در فلسفه ملاصدرا
سپس به توضيح اين مسئله مىپردازد و ما در اينجا به خلاصهاى كوتاه از آنچه او به تفصيل بيان داشته اكتفا مىكنيم:
«صورت اشياء بر دو گونه است، گونه اول صورتى است مادّى كه به مادّه و وضع و مكان و امثال آن متقوم است. اين صورت بههيچوجه با همان حالت مادىاش قابل تعقل نيست؛ بلكه قابل احساس نيز نيست، مگر بالعرض (آنچه قابل احساس است صورت مجرد آن محسوس مادّى است؛ بنابراين آنچه اولًا و بالذات محسوس است صورت مجرد آن است و صورت مادّى آن محسوس بالعرض است).
گونه دوم: صورتى است كه مجرد از ماده و مكان و وضع است. اين تجرد هرگاه تجرد كامل باشد صورت، معقول بالفعل خواهد بود و هرگاه اين تجرّد ناقص باشد، صورت، تخيل يا محسوس بالفعل مىباشد[١].
تا آنجا كه مىگويد:
«اينكه شئى معقول باشد، قابل تصور نيست مگر به اينكه چيزى او را تعقل كند. پس اگر تعقل كننده با تعقل شونده مغاير باشد مستلزم آن است كه تعقل شونده (صورت معقول) به خودى خود، و با قطع نظر از ذات تعقل كننده، معقول نباشد، بنابراين
[١] . همان، ص ٣١٣.