نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ١٨٧ - بخش دوم حقيقت شناخت در فلسفه ملاصدرا
ملاصدرا بر اساس نظريه «اتحاد عقل و عاقل و معقول» معتقد است در «معرفت» قوه مدركه و ادراك كننده و ادراك شونده، سه چيز مستقل از يكديگر نيستند و نمىتوانند باشند. در هر عمل ادراكى حادثهاى كه اتفاق مىافتد اين است كه وجودى پديد مىآيد كه فعل نفس است اين وجود در عين آنكه نوعى وجود شئ ادراك شونده است در ظرف ادراك، نوعى وجود براى نفس ادراك كننده است، نفس ادراك كننده اين وجود را كه فعل خويش است به وسيله قوه فاعله ادراكى خويش آفريده است، اين قوه ادراكى در حقيقت چيزى جز خود نفس در مرتبه فعل و تأثير نيست.
ملاصدرا در كتاب اسفار در ضمن فصلى تحت عنوان «فى بيان ان العقل عبارة عن اتحاد جوهر العاقل بالمعقول» مىگويد:
«إنّ مسئلة كون النفس عاقلة لصور الاشياء المعقولة من أغمض المسائل الحكميّة الّتي لم ينقّح لاحد من علماء الاسلام إلى يومنا هذا»[١].
«مسئله اينكه نفس صور اشياء معقوله را تعقل مىكند از پيچيدهترين مسائلى است كه تاكنون براى هيچيك از علماى اسلام روشن نشده است».
[١] . همان، ج ٣، ص ٣١٢.