زيارت عاشورا فراتر از شبهه - تبريزي، ميرزا جواد - الصفحة ٤٤٩ - توجه علماى بزرگ به زيارت عاشورا
ترك نكرد و هر روز كه به سبب بيمارى يا امرى ديگر نمىتوانست زيارت عاشورا بخواند، نايب مىگرفت).
وقتى كه آن مرحوم از خواب بيدار مىشود، فرداى آن شب به منزل آيت اللَّه ميرزا محمد تقى شيرازى (ميرزاى دوم) مىرود و چون خواب خود را براى ميرزا نقل مىكند، ايشان مىگريند. سبب گريه را مىپرسند، مىفرمايد: ميرزاى محلاتى از دنيا رفت واستوانه فقه بود.
گفتند: شيخ خوابى ديده و واقعيت آن معلوم نيست. ميرزا مىفرمايد:
بلى، خواب است؛ اما خواب شيخ مشكور است نه خواب افراد.
فرداى آن روز، تلگراف درگذشت ميرزاى محلاتى از شيراز به نجف مخابره شد و صدق رؤياى شيخ آشكار گشت[١].
عاشورا عاشورا عاشورا
مرحوم محدث نورى رحمه الله در كتاب نجم الثاقب از سيد احمد فرزند سيد هاشم رشتى رحمه الله، تاجر ساكن رشت، نقل مىكند كه گفت: «در سال هزار و دويست و هشتاد، براى اداى حج و زيارت خانه خدا از رشت به تبريز آمدم، آنجا در خانه يكى از تجار معروف، به نام حاج صفر على منزل نمودم. چون كاروانى نبود متحير بودم كه چگونه سفر را ادامه دهم، تا آنكه حاج جبار نامى كه جلودار كاروان و از شهر سده اصفهان بود، مال التجارهاى برداشت، و من به همراه كاروان او حركت كردم.
[١]- داستانهاى شگفت، شهيد دستغيب، ص ٢٧٣ و ٢٧٤.