زيارت عاشورا فراتر از شبهه - تبريزي، ميرزا جواد - الصفحة ٢٥٠ - فرازهايى از زيارت عاشورا در روايات
سوار شدند و كشتى بر امواج پر تلاطم آب سرگردان شد. مدتى در راه بود كه ناگهان كشتى از حركت ايستاد. نوح عليه السلام، مضطرب و نگران با خود مىگفت: خدايا! چه شده است؛ چرا كشتى حركت نمىكند؟
ناگهان ندا آمد: «اى نبى اللَّه! اين جا، سرزمينى است كه فرزند زاده خاتم الانبيا صلى الله عليه و آله و پسر اشرف اوليا كشته مىشود».
نوح پرسيد: قاتل او كيست؟
ندا آمد: «قاتل او، ملعون آسمانها و زمين است». نوح عليه السلام چهار بار قاتلان آن حضرت را لعن كرد تا سرانجام كشتى به راه افتاد و از غرق شدن نجات پيدا كرد.[١] عبور حضرت ابراهيم از قتلگاه
ابراهيم عليه السلام به سرزمين كربلا رسيد. آرام آرام با مركبش مىگذشت كه ناگهان به گودال قتلگاه رسيد و اسب، او را به زمين زد. ابراهيم عليه السلام زبان به استغفار گشود و عرض كرد: خدايا! از من، چه خطايى سر زده است كه به اين بلا دچار شود؟
جبرئيل نازل شد و عرض كرد: «اى ابراهيم! از تو گناهى سر نزده است. در اين سرزمين، فرزند آخرين فرستاده خدا،- محمد بن عبداللَّه- را به قتل مىرسانند».
قاتل او كيست؟
[١]- بحارالانوار، ج ١٠، ص ١٥٨، چاپ قديم.