زيارت عاشورا فراتر از شبهه - تبريزي، ميرزا جواد - الصفحة ٢٧٩ - انى اكره لكم ان تكونوا سبّابين
شَتّامِينَ تَشْتِمُونَ وَتَتَبَرّؤُونَ ...[١]
؛ دوست ندارم براى شما كه بسيار لعن كننده و دشنام دهنده باشيد و پيوسته دشنام مىدهيد و بيزارى مىجوئيد ...» تا پايان روايت كه در آن نهى از اظهار لعن وارد شده؛ زيرا حجر بن عدى و عمر بن حمق شورش كرده بودند و آشكارا از اهل شام برائت مىجستند و به آنها لعنت مىكردند. اميرالمؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام شخصى را نزد آنها فرستاد و به ايشان دستور داد تا از آن كار دست بكشند و در آن مورد بين آن دو نفر و آن حضرت گفتگويى صورت گرفت كه در پايان، حضرت به ايشان فرمود: «دوست ندارم براى شما كه ...» و به خصوص اگر اين نهى را به دقت بنگريم و اينكه آن در بردارنده برائت است كه سخنى در وجوب آن نيست.
پس از آن آشكار مىشود نهيى كه در آن باره وارد شده، در مورد اظهار و اعلان به آن در جلوى مردم است به ويژه در آن موقعيت خاص، و قوىترين شاهد بر آن رواياتى است كه در آنها نقل شده است كه اميرالمؤمنين عليه السلام به معاويه و پيروانش لعنت مىكرد. پس ناگزيريم نهى آن حضرت در آنجا (به حجر بن عدى و عمرو بن حمق) را بر آن موقعيت خاص حمل كنيم تا بتوانيم جمع بين آن و آيات و رواياتى بنماييم كه صحيح آنها بيش از حدّ تواتر است.
[١]- واقعه صفين، ص ١٠٢.