زيارت عاشورا فراتر از شبهه - تبريزي، ميرزا جواد - الصفحة ٢٥٧ - فرازهايى از زيارت عاشورا در روايات
اللَّه فيه الهدى والنور فخذوا بكتاب اللَّه واستمسكوا به فحث على كتاب اللَّه ورغب فيه ثم قال واهل بيتى اذكركم اللَّه في اهل بيتى اذكركم اللَّه في اهل بيتى اذكركم اللَّه في اهل بيتى. فقال له حصين ومن اهل بيته يا زيد أليس نساؤه من اهل بيته قال نساؤه من اهل بيته ولكن اهل بيته من حرم الصدقة بعده قال ومن هم قال هم آل على وآل عقيل و آل جعفر و آل عباس قال كل هؤلاء حرم الصدقة قال نعم؛[١]
يزيد بن حيان گفت: من و حصين بن سبره و عمر بن مسلم به نزد زيد بن ارقم رفتيم، آنگاه حصين به او گفت: اى زيد! تو با ديدن جمال رسول خدا صلى الله عليه و آله و شنيدن سخنانش و شركت در غزوات و نماز خواندن پشت سر پيامبر صلى الله عليه و آله خير و بركت زيادى به دست آوردى، اى زيد اكنون از آنچه كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدى اندكى برايمان نقل كن؟ زيد گفت:
اى پسر برادرم به خدا سوگند كاسه عمرم لبريز شده و بر بيشتر آنچه كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله ديده يا شنيدهام گرد فراموشى نشسته است. پس آنچه را كه به شما مىگويم بپذيريد و بر ما باقى آن اصرار نكنيد، سپس گفت: روزى پيامبر خدا در ميان ما و در كنار رودى بين مكه و مدينه به نام خم خطبهاى خواند و بعد از حمد و ثناى الهى و موعظه و ارشاد فرمود: اى مردم بدانيد كه من همچون شما انسانم و بى ترديد اجلم نزديك است، پس من او را اجابت خواهم كرد، اما دو چيز گرانبها در ميان شما مىگذارم، كتاب خدا، كه در آن هدايت و نور است، از قرآن
[١]- صحيح مسلم، ج ٧، ص ١٢٣؛ المعجم الكبير، ج ٥، ص ١٨٣؛ تفسير ابن كثير، ج ٣، ص ٤٩٤.