زيارت عاشورا فراتر از شبهه - تبريزي، ميرزا جواد - الصفحة ٢٧٢ - استحباب لعن
مىباشد و كسانى كه امين تو مىباشند و در درگاه تو از درجه و مقامى بس والا كه ويژه آنان ساختهاى، برخوردارند؛ امّا غاصبان اين مقام را از آنان ربودند و تويى تقدير كننده ...- تا آنكه فرموده است: تا اينكه (بر اثر غصب خلافت) برگزيدگان و جانشينان تو به ظاهر شكست خوردند و حقوقشان به يغما رفت و مىديدند كه حكم تو تبديل شده ...- تا اينكه فرموده: بارالها! دشمنان ايشان را از پيشينيان و آيندگان و هركس كه از كردار آنان خشنود است و پيروان و حاميانشان همه را لعنت كن (از رحمت خود محرومشان بدار) و آنها را به عذاب دردناكى معذّب فرما ...».
«عن داود الرقى قال: كنت عند أبى عبداللَّه عليه السلام إذا استسقى الماء فلما شربه رأيته قد استعبر واغرورقت عيناه بدموعه ثم قال لى: يا داود لعن اللَّه قاتل الحسين عليه السلام وما من عبد شرب الماء فذكر الحسين عليه السلام وأهل بيته ولعن قاتله إلا كتب اللَّه عز وجل له مائة ألف حسنة وحط عنه مائة ألف سيئة ورفع له مائة ألف درجة وكأنما أعتق مائة ألف نسمة وحشره اللَّه عز وجل يوم القيامة ثلج الفؤاد[١]؛
شيخ كلينى رحمه الله از داود رِقّى روايت كرده كه گفت: در خدمت امام صادق عليه السلام بودم، حضرت آب خواست، چون آشاميد، اشك در حدقه چشمانش موج زد و گريست و فرمود: اى داود! خدا لعنت كند كشنده حسين عليه السلام را؛ ياد مصيبتهاى حسين عليه السلام چه قدر زندگى را تلخ و ناگوار
[١]- الكافى، ج ٦، ص ٣٩١، ح ٦؛ وسائل الشيعه، ج ٢٥، ص ٢٧٢، ح ١؛ بحارالانوار، ج ٦٣، ص ٤٦٤.